سلام بر همه دوستان عزیزم
سالهای زیادی از زمانی که سیاست برای من جذابیت داشت گذشته است.زمانی بود که با سعی و تلاش میتوانستیم تغییری بوجود آوریم( یا حداقل اینگونه به نظر میرسید). اکنون که سیاست داخلی و خارجی کشورمان در حد مدیریت مهدکودک گشته دنبال کردن موضوعات سیاسی بجز حرص و جوش و اعصابی خراب ماحصل دیگری در بر ندارد. ولیکن در این میانه جریان درگیری روسیه و گرجستان و مناقشه اوستیای جنوبی توانست بعد از مدتهای مدید حس پیگیری را در من زنده کند.
ماجرای اوستیای جنوبی یکی از نمونه های بارز اثر رسانه های و تغییر واقعیت میباشد.اصل ماجرا مظلومیت گرجستان بی گناه نبود. نیروهای گرجی برای تصرف اوستیای جنوبی با اکثر توان خود به تسخینوالی حمله کردند و در جریان این حمله بیشترین آسیب را به مردم عادی رساندند و اهداف غیر نظامی را مورد حمله قرار دادند. البته اینبار گرجستان قول ضمنی حمایت نیروهای غربی از خود را همراه داشت. مورد جالب توجه حمایت هماهنگ شده رسانه ها از دولت مهاجم گرجستان است اگر برای تفنن هم که شده سری به وب سایت روزنامه های متمایل به غرب بزنید این نکته را به وضوح مشاهده خواهید کرد. به عنوان نمونه میتوانید نگاهی به نیویورک تایمز ، فاکس نیوز ، رویترز یا حتی روزنامه ایندیپندنت نگاهی بیندازید.به سادگی میتوانید دربیابید که یا گرجستان مظلوم و مورد حمله واقع شده نشان داده شده یا طرفدار صلح و پیشقدم در راه صلح.(بماند که حمله را کدام کشور شروع کرد و از ترس فروپاشی آتش بس را قبول کرد.)
از سوی دیگر روسیه که در زیر گوش خود صدای پای ناتو و گسترش بیش از اندازه دول غربی را حس میکرد، و همچنین بعد از دوران سیاه یلتسین بی لیاقت سعی بر بازگرداندن قدرت روسیه قدیم داشت و این میراث از پوتین به مدودف که به نوعی ادامه دهنده سیاستهای وی در تمامی امور است رسیده بود. واضح بود روسیه اینبار نتواند پیشرفت رقبای سیاسی و نظامی را در حیاط خلوت خود تحمل کند .و در نتیجه به بهانه دفاع از مردم واقعا" بی دفاع اوستیا دست به حمله متقابل به نیروهای گرجی زد.
موضوع بامزه در این جریان عوض شدن نقش های قدیمی بود. اولا" این روسیه که همیشه متحدین خود را تنها میگذاشتبه طور مثال میتوان ازتنها گذاشتن میرزا کوچک خان که به حمایت روسیه دلبسته بود تا همین صدام که به پیمان نظامی خود با روسیه امیدوار بود نام برد. ولیکن اینبار روسیه بود که حمایت قاطع خود را به نمایش گذاشت. قسمت دوم حمایت دول غربی بخصوص بوش که در آخرین سخنان خود اقدامات رو سیه را برای کشورهای آزاد جهان غیر قابل قبول خوانده است. البته گمان نمیکنم کسی از یاد برده باشد که خود بوش هنوز در دو کشور دیگر درگیر است و اگر افغانستان را از ماجرا فاکتور بگیریم بودن نیروهای آمریکائی در عراق تا حد زیاد با گفته وی متناقض میباشد.
پی نوشت شخصی : به عنوان یک فرد که نمیتواند دیدگاهی بدون غرض داشته باشد . بدون اینکه کوچکترین اعتقادی به سوسیالیزم و کمونیزم داشته باشم از قدرت گرفتن دوباره روسیه خوشحالم. دنیای تک قدرتی با سرعت بیشتری رو به فساد پیش میرود. همیشه توازن قدرت وجود داشته و بودن این موازنه شرط بقا بوده است. از خیر و شر در ادیان اولیه بگیرید تا نیروهای نظامی و سیاسی امروزه.
پاینده باشید.
پ.ن. در این نوشته جائی برای نوشتن راجع به فیلم نبود.
نظرات ()