ديدگاه و تجربیات يک مرد تنها

نوشته ها و عقاید شخصی محمد تهامی

 
روزمرگی
نویسنده : محمد تهامی - ساعت ٩:٠۱ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٧/٩/٢٦
 

سلام بر همه دوستان بزرگوارم

 

دلیل این نوشته پاسخی است به دوست بسیار عزیزم که درمورد روزمرگی از بنده سئوال نموده بودند، مدتهای مدیدی است که سعی اصلی ام بر این است که بتوانم از روزمرگی یا روزمره گی (به اعتقاد من روزمرگی پیامد روزمره گی است )  اجتناب کنم. ولیکن اینجا جا دارد که نظر خودم را را راجع به اینکه چه چیزی روزمرگی است اعلام کنم. روزمرگی در زندگی به چیزی اطلاق میگردد که حاصل تکرار صرف باشد و نتیجه آن در جا زدن و یا حتی پسرفت باشد.در روابط کاری به تکرار بدون پیشرفت میتوان روزمرگی گفت. در زندگی اجتماعی  شرطی شدن را میتوان روزمرگی نامید. روزمرگی یعنی تکرار مکررات و ترس از کوچکترین تغییر.رومزگی هنگامی رخ میدهد که از ترس تغییر و درنتیجه ترس از پسرفت آنقدر درجا میزنیم که زمان و زندگی را از دست میدهیم یا هنگامی که دچار احساس مالکیت در رفتار عاطفی خود میگردیم و بلطبع از آنچه که داریم مراقبت لازمه را نمیکنیم. اما به اعتقاد من در روابط احساسی ابراز احساسات یا روزمرگی تلقی نمیشود چون با هر بار ابراز آن شما نه تنها درجا نمیزنید بلکه پیوند احساسی خود را دوباره سازی مینمائید. اگر بخواهم گفتار فوق را کمی باز نمایم باید عرض کنم روزمرگی در روابط کاری آن چیزی است که شما از ابتدای شورع به کارتان تا هنگام بازنشستگی تماما" یک کار را انجام دهید همانند یک روبوت و هیچگاه به دنبال تغییر در رفتار کاری خود نباشید.البته معمولا" با بالا رفتن سن و سال افراد دچار این واهمه از دگرگونی میگردند. در زندگی اجتماعی روزمرگی این است که خود را پایبند باید ها و نبایدهای خود ساخته نمائیم.مانند اینکه میبایست هر روز فلان کار را انجام دهیم یا به دیدن فلان شخص برویم ، به طور کلی میتوان گفت روزمرگی زنده بودن است بدون زندگی کردن.  

 

 

 

                                                                                                 پاینده باشید.


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : محمد تهامی - ساعت ۳:۱٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٩/۱۱
 

سلام بر همه دوستان بزرگوارم

 

چند وقتی است که فرصت نوشتن دست نمیداد این بار هم دلیل نوشتن تذکر دوست بسیار عزیزم بود مبتنی بر اینکه دیگر وقت نوشتن رسیده است، هر چند که نوشتن و ننوشتن بنده در نهایت توفیری نخواهد داشت و خواندن این خزئبلات امری مفید نیست. در هر صورت اینبار قصدم یاد آوری موضوعی است که متاسفانه نه تنها  در بین عوام از یاد رفته است بلکه دارد  مابین افراد مثلا" روشنفکر ما هم کم کم بدست فراموشی سپرده میشود. حریم خصوصی افراد یا همان Privacy موردی که به اعقتاد من یکی از مهمترین ارکان زندگی هر فرد است و بدبختانه به سادگی آن را نه تنها زیر پا میگذاریم بلکه برای آن هیچ ارزشی قائل نمیشویم.افراد عامی یا اگر بخواهم لفظ کوچه و بازاری بکار ببرم خاله زنک ها که حسابشان اظهر من الشمس است ، روی سخن من با قشر مثلا" اینتلکچوال است که به سادگی در زندگی خصوصی افراد سرک میکشند و بعد هم اسم آن را افشاگری میگذارند یا اگر شخص مورد نظر فوت کرده باشد اسم آن را تحقیق میگذارند.اگر فرصتی دوباره بیابم در این باره مفصل تر خواهم نوشت

 

فیلم : در این دوره قحطی فیلم جدید با ارزش بهترین راه سر زدن به آرشیو قدیم است و در آن بین قرعه به نام بیداری یا همان Awake  افتاد. فیلمی با بازی هایدن کریستنسن [1] که اگر خاطرتان باشد در جنگهای ستاره ای قسمت دوم بازی کرده بود.جوان کانادائی که بازی نسبتا" قابل قبول از خود ارائه میدهد.نقش اول زن را جسیکا آلبا [2] بازی میکند و از دیگر بازیگران این فیلم میتوان از ترنس هوارد [3] نام برد که به نظر من یکی از بهترین بازیگران سیاه پوست نسبتا" جوان است که اکثر بازیهایش قابل تامل است و اکثر ما بازی بسیار خوب وی در  فیلم تصادف را به یاد داریم. فیلم بیداری محصول سال 2007 کشور امریکا است و در ژانر جنائی دلهره آوری قرار میگیرد. بجز قسمت پایانی فیلم که به اعتقاد من کارگردان فیلم سعی در بهم آوردن موضوع داشت فیلم دارای کشش لازم برای نشاندن شما بر صندلی به مدت یک ساعت و بیست دقیقه را دارد. اگر این فیلم را ندیده اید فرصت لذت بردن از آن را از دست ندهید.

 

 

                                                                                                 پاینده باشید.



[1] Hayden Chiristensen

[2] Jessica Alba

[3] Terrence Howard


 
comment نظرات ()